تبليغاتX
(●__Just For You__●)

(●__Just For You__●)

(●____Just For You____●)

تست هوش

برای دیدن تست هوش به ادامه مطلب برین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 12:35  توسط AmIn  | 

تفاوت در پول در آوردن از بانک دختر ها با پسرا

پسرها:
۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:
۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن.
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 18:58  توسط AmIn  | 

چه ساده عاشقت شدمعاشق دیوونگیات
دلمو بردی باهمون
حرف قشنگ تو نگات
گذاشتم عمر وجونمو
پای دوست داشتن تو
هرکاری کردم واسه ی دوباره برگشتن تو
دوباره برگشتن تو
من که نمی خواستم از تو قلب من بری
یادته می گفتی از همه عاشق تری
چی شد که بازبه دلم تو پشت پا زدی
جواب عشقمو دادی با این همه بدی
هرکاری کردم که نری اما بازم فایده نداشت
چی شد که دنیام شده بود رفت ومنو تنها گذاشت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 11:39  توسط AmIn  | 

فقط به خاطر کسی که دوسش دارم

پرسید: بخاطر کی زنده هستی؟

با اینکه دلم میخواست داد بزنم " بخاطر تو " گفتم " بخاطر هیچ کس "

پرسید: پس بخاطر چی زنده هستی؟

بااینکه دلم داد میزد " بخاطر تو " با بغض غمگینی گفتم " بخاطر هیچ چیز "

ازش پرسیدم تو بخاطر چی زنده ای؟

اشک در چشمانش جمع شد وگفت : """""" بخاطر کسی که بخاطر هیچ زنده است """""
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 11:29  توسط AmIn  | 

ای کاش

همه قلبمو بهت دادمو بهت اجازه دادم ...

هر چقدر میخوای فشارش بدی و داغونش کنی

وای خدای من با قلبم چیکار کردی؟

همه دنیا تو قلبمه همه ادما با خوبیا و بدیاشون

همه رو دوست دارم و میتونم به همه عشق بورزم

حالا قلبم اینقدر بزرگ شده که میتونم همه دنیا رو توش جا بدم

ولی چرا نمیتونم کاری کنم که تو توش بمونی؟؟؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 20:36  توسط AmIn  | 

قاصدک

قاصدک حرف دلم را تو فقط میدانی

نامه عشقم را تو فقط می خوانی

قاصدک هیچ کس با من نیست

همه رفتند تو چرا می مانی؟!

SaHaR

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 17:55  توسط AmIn  | 

چه مرگمه

عزیزم دلخوری هام زیاد شده انگاری فصل خزون برگمه
می خوام سفره دلمو وا کن به خدا اینبار می گم چه مرگمه
اگه هی بیخودی دعوا می کنم خوب می خوام بهم محبت بکنی
به خدا بعضی روزا فکر می کنم که داری من و تحمل می کنی
جلوی غزیبه ها خیلی بده دستت و از توی دستام می کشی
خودم و گاهی به مردن می زنم تا شاید منت من رو بکشی
ارزومه یه دفعه جایی می ری بپرسی میشه برم یا که نرم
مطمئن باش که بهت می گم برو اما زود برگردی دردت به سرم
وقتی می بینم باهام غریبه ای فکر رفتن هی میفته تو سرم
اما چون طاقت رفتن ندارم می زنم به بی خیالی می گذرم
بی محلیات داره زجرم می ده دیگه از این وضعیت خسته شدم
چرا هی دروغ می گم نمی دونم انگاری زیادی پا بسته شدم
وقتی بی خودی می گم مریض شدم دوست دارم یه کمی دلواپس بشی
به خدا چیز زیادی نمی خوام چی میشه اگه یه کم عوض بشی
وقتی که سراغ تو نمی گیرم چی میشه یه بار سراغم بگیری
واسه این که بهت محبت بکنم دور از جونت تو هم یک بار بمیری
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 10:48  توسط AmIn  | 

ارزش اشک

وقتی دلت میگیره میری تو فکر به کسی فکر میکنی که نمیتونی

اسمشو بلند فریاد بزنی اما یادت نره تو یه همدم تنهایی هم داری

اشکات، اشکات تورو خیلی دوست دارن وهمیشه یار دلتنگیهای تو هستن

پس وقتی دلتنگ میشی مواظب اشکات باش

چون خیلی با ارزشن
When you die your heart takes you to think that someone can not think

Asmshv Shout loud, but you do not forget the time you own a companion

Ashkat, Ashkat love to you and always got you okay sweetheart Dltngyhay

So when you're gonna miss Ashkat Be careful

Because very Arzshn
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 20:31  توسط AmIn  | 

عروسک


من برای او عروسکی بودم
عروسکی در دست کودکی بازگوش
کودکی که هر روز عروسکی جدید میخواست
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 10:34  توسط AmIn  | 

وقتی نیستی

وقتی نیستی همه دنیا رو سرم          انگاری خراب شد و دلم شكست
ساز من زانوی غم بغل گرفت
         وقتی كز كرد گوشه اتاق نشست  هر وقت كه بارون میزنه تو رو كنارم میبینم 
حس میكنم پی منی هنوزم عاشق ترینم

از وقتی رفتی هیچ كسی هم درد و هم رازم نشد
هیچ كسی حتی یه دفعه هم غصه سازم نشد
           
  رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون  
  دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون          
هر وقت كه بارون میزنه
  تو رو كنارم می بینم  حس میكنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

SaHaR

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 14:54  توسط AmIn  | 

آخرین فرصت

You have to live moment to moment, you
Have to live each moment as if it is the
Last moment. So don’t waste it in
Quarreling, in nagging or in fighting
Perhaps you will not find the next
Moment even for an apology

از لحظه به لحظه زندگی کردن گریزی نیست.
باید هر لحظه را چنان زندگی کنی که گوی واپسین لحظه است.
پس وقت را در جدل،گلایه و نزاع تلف نکن.
شاید لحظه بعد حتی برای پوزش طلبی در دست تو نباشد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:40  توسط AmIn  | 

حسرت

زندگی وقت کمی بود ونمیدانستیم 

همه ی عمر دمی بود ونمدانستیم

حسرت رد شدن از ثانیه ها فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم

تشنه لب،عمر به سر رفت به قول سهراب

آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم.....

SahaR

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 19:7  توسط AmIn  | 

خیانت

آفتابگردان در آسمان به دنبال خورشیدمیگشت ناگهان ستارهای چشمک زد..آفتابگردان سرش را پایین انداخت...آریگلها هیچ وقت خیانت نمیکنند.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 12:22  توسط AmIn  | 

تنها

به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی؟؟
به چه دلخوش کنم
تکاندن برف از روی آدم برفی؟؟؟

SaHaR

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 10:20  توسط AmIn  | 

می نویسم تا.........

تنها برای چشمان تو مینویسم تا بدانی محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم.

بهترین صدای زندگی ام شنیدن صدای تو و قشنگ ترین لحظه زندگی ام لحظه دیدن توست.

تنهایم مگذار که عاشقانه دوستت دارم....

سحر جووووووون

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 13:18  توسط AmIn  |